
حالا با توجه به این مقدمه، باید بحث بکنیم که:
اولا ؛ مقتضای دلالت وضعی أمر و نهی چیست؟
ثانیا ؛مقتضای دلالت عقلی این دو چیست؟
یعنی اگر شارع فرمود:صل ویا لا تغصب ، دلالت این دو چی هست؟
مصنف می فرماید: همانگونه که أمر وضعا دلالت بر مره نمی کند، نهی نیزوضعا دلالت بر تکرار واستمرار ندارد.
بلکه أمربه دلالت وضعی ومطابقی ،فقط دلالت بر طلب ایجاد طبیعت می کند ؛که بنابر مقدمه اول ودلالت عقلی ، دال بر مره است و آن طبیعت با اولین فرد موجود می شود.
هم چنین دلالت وضعی نهی، فقط طلب ترک طبیعت است. بلکه دلالتش بر تکرار، بنابرا مقدمه دوم ، به دلالت عقلی است. پس می توان گفت که دلالت مطابقی این دو، همان طلب طبیعت و طلب ترک طبیعت است. وزیاده بر اینرا دلالت نمی کند.
بنابراین؛ امر ، عقلا بر مره دلالت می کند و نهی، بر تکرار واستمرار، به اینکه طبیعت باید مکررا منعدم شود.
بنابراین، متعلق أمر ونهی، چه یکی باشد وچه مختلف،،دلالت وضعی،همان است که گفته شد؛ ودلالت عقلی در أمر ، مره است ودر نهی تکرار. مثل صل ولاتغصب، که متعلق ها مختلفند، ومثل إضرب ضربا شدیدا ولا تضرب ضربا شدیدا که متعلق ها واحد است.
ترجمه و شرح کفایه الاصول ...
ما را در سایت ترجمه و شرح کفایه الاصول دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: شاگرد بازدید: 544 تاريخ: شنبه 7 بهمن 1391 ساعت: 3:30