
در هر دو صورت، ترک متعلق نهی، به ترک تمامی افراد طولیه وعرضیه آن طبیعت است .یعنی اگر متعلق نهی، طبیعت مطلقه بود، پس ترک همه افراد آن لازم است ، واگر متعلق نهی، طبیعت خاصی بود، باز ترک تمامی افرادآن طبیعت خاص لازم است.
غرض اینکه دلالت نهی بر حرمت متعلقش، عمومیت دارد وتمام افراد متعلق را شامل می شود.(ان شاالله بحث مفصل آن در صفحه 175خواهد آمد).
مثلا فرض کنید شارع نهی را روی اکل حامض برده وفرموده است : لا تاکل الحامض.
اینجا اکل حامض، که متعلق نهی است، مطلق است .زیرا نفرموده لاتاکل الحامض غدا یا فی حال مرض یا در ساعت فلان و....
در اینجا مکلف باید تمام افراد اکل حامض را تر ک کند. چه افراد تدریجیه و طولی متعلق (مثل؛ اکل حامض در ساعت اول وساعت دوم وساعت سوم و...یا روز اول وروز دوم و...)، و چه افرادعرضی و دفعی متعلق ،که همان طبیعت مطلقه اکل حامض است.(مثل اکل حامض درخیابان وبیابان ورستوران و...)
اماآنجا که متعلق نهی، طبیعت مقیده است. باز ترک طبیعت، به ترک تمامی افراد طولیه وعرضیه آن طبیعت خاص است . مثلا شارع فرموده: لا تاکل الحامض فی مرضک .
یعنی شما باید تمام افراد این طبیعت خاص را ترک بکنید. چه افراد طولیه( مثل خوردن ترشی در حال مرض،درساعت 7 وخوردن درحال مرض در ساعت 8و...) وچه افراد عرضیه مثل، خوردن ترشی در حال مرض در خیابان وخوردن در حال مرض در بیابان و...) .
ترجمه و شرح کفایه الاصول ...
ما را در سایت ترجمه و شرح کفایه الاصول دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: شاگرد بازدید: 599 تاريخ: شنبه 7 بهمن 1391 ساعت: 3:30